در آسمان پرستاره تاریخ اسلام، برخی نامها همچون خورشید میدرخشند؛ نوری که نه تنها مسیر یک نسل، بلکه راه تمام اعصار پس از خود را روشن میکند. حضرت خدیجه کبری(س)، بیشک، درخشانترین این انوار است. او صرفاً یک زن ثروتمند یا همسر یک پیامبر نبود؛ او خود، بنیانگذار فصلی نو در تاریخ انسانیت بود. بانویی که در عصر جاهلیت، به لقب طاهره و سیدة قریش مفتخر شد و با عقلی کامل، بصیرتی نافذ و ارادهای پولادین، معیارهای زمانه خویش را در هم شکست. او که میتوانست در اوج رفاه و آسایش زندگی کند، آگاهانه مسیر عشق و ایثار را برگزید و تمام هستی خود را فدای مردی کرد که در سیمای امین و راستگویش، رسالتی الهی را به نظاره نشسته بود.
امروز، دهمین روز از ماه مبارک رمضان، روزی است که تاریخ در سوگ این بانوی فداکار و بیهمتا نشست؛ روزی که بهانهای شد تا در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین دکتر ناصر رفیعی، کارشناس برجسته دینی به واکاوی ابعاد شگفتانگیز اما مغفولمانده این اسوه کامل ایمان، درایت و مدیریت بپردازیم.

این دو گوهر مظلوم تاریخ
دکتر رفیعی در ابتدای این گفتوگو، به یک نکته مهم در تاریخنگاری اسلامی اشاره میکند: متأسفانه در تاریخ اسلام، دو شخصیت کلیدی، حضرت خدیجه کبری(س) و حضرت ابوطالب(ع)، آنگونه که شایسته نقش و جایگاهشان بوده، مورد بررسی و شناخت دقیق قرار نگرفتهاند. این کمتوجهی دلایل مختلفی داشته است؛ گاهی برای برجسته کردن دیگران، نقش محوری این دو بزرگوار نادیده گرفته شده است. حضرت ابوطالب(ع) به دلیل اینکه پدر امیرالمؤمنین(ع) بود و حضرت خدیجه(س) نیز به عنوان مادر حضرت زهرا(س)، گاهی در سایه تلاشها برای برجستهسازی دیگر همسران پیامبر(ص) قرار گرفتند. این در حالی است که حق این دو بر گردن امت اسلامی انکارناپذیر است. حضرت خدیجه(س) بانویی باایمان و با درایت بود که به دلیل پاکدامنی، به «طاهره» شهرت داشت و جایگاه معنوی ایشان به قدری رفیع بود که بنا بر روایات، خداوند متعال سه مرتبه سلام خود را به ایشان رسانده است.
کجاست کسی مانند خدیجه(س)؟
او اضافه میکند: علاقه و احترام پیامبر(ص) به حضرت خدیجه(س) یک امر مستمر و عمیق بود که حتی پس از رحلت ایشان نیز به وضوح دیده میشد. نقل شده است که سالها پس از وفات ایشان، وقتی هاله، خواهر حضرت خدیجه، به دیدار پیامبر(ص) آمد، ایشان با دیدن وی به یاد همسر وفادار خود افتادند و با تأثر فرمودند: «کجاست کسی مانند خدیجه». این محبت در عمل نیز خود را نشان میداد؛ بهطوریکه هرگاه هدیهای دریافت میکردند یا گوسفندی قربانی مینمودند، بخشی از آن را برای دوستان و بستگان حضرت خدیجه(س) میفرستادند و میفرمودند: «من چون خدیجه را دوست دارم، بستگان او را نیز دوست دارم». این جایگاه برجسته در کلام امام حسین(ع) در روز عاشورا نیز تبلور یافت، آنجا که در معرفی خود به دشمنان فرمودند: «هَل تَعْلَمُونَ أَنَّ جَدَّتِی خَدِیجَةُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ أَوَّلُ نِسَاءِ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِسْلَاماً؟» (آیا میدانید که جده من خدیجه، دختر خویلد، نخستین زن این امت است که اسلام آورد؟).
پنج معیار برای یک انتخاب تاریخساز
دکتر رفیعی با طرح پرسشی بنیادین، به رمز انتخاب شگفتانگیز این بانوی بزرگ میپردازد: چه رازی نهفته بود که حضرت خدیجه(س)، با آن ثروت افسانهای و جایگاه رفیع که به ملکه بطحاء شهرت داشت، جوانی یتیم اما امین را به همسری برگزید؟ پاسخ این پرسش را خود ایشان در جملهای تاریخی بیان فرمودند: «إِنِّی قَدْ رَغِبْتُ فِیک لِقَرَابَتِکَ مِنِّی، وَ سِطَتِکَ فِی قَوْمِکَ، وَ أَمَانَتِکَ، وَ حُسْنِ خُلُقِکَ، وَ صِدْقِ حَدِیثِکَ». این کلام، منشور یک انتخاب الهی و نقشه راهی برای تمام جوانان است: خویشاوندی و اصالت خانوادگی، شرافت و کرامت ذاتی، امانتداری، اخلاق نیکو و راستگویی. این معیارها نشان میدهد که بصیرت آن بانوی بزرگ، فراتر از معیارهای سطحی و مادی، به دنبال گوهرهای ناب انسانی بود و همین انتخاب، سنگ بنای بزرگترین انقلاب تاریخ را پیریزی کرد.
خانه من، خانه توست و من، کنیز تو
این کارشناس دینی به روایتی لطیف و در عین حال عمیقاً آموزنده از لحظات پس از عقد اشاره میکند: پس از جاری شدن خطبه ازدواج، پیامبر اکرم(ص) که هنوز خانهای از خود نداشت، به سوی خانه عمویش، ابوطالب(ع)، روانه شد. در آن هنگام، حضرت خدیجه(س)، این اسوه تواضع و عشق، با کلامی که تاریخ را به تحسین واداشت، خطاب به ایشان فرمود: «بَیْتِی بَیْتُکَ وَ أَنَا جَارِیَتُکَ» (خانه من، خانه توست و من کنیز تو هستم). این جمله، تنها یک تعارف نبود، بلکه اعلام رسمی فنا شدن «من» در برابر «ما» و تجلی کامل ایثار بود. این همان فرهنگ اصیلی است که سالها بعد در کلام دختر گرانقدرشان، حضرت فاطمه زهرا(س)، در برابر امیرالمؤمنین(ع) تکرار شد: «البَیْتُ بَیْتُکَ وَ الحُرَّةُ زَوْجَتُکَ، فَافْعَلْ مَا تَشَاءُ». این تسلیم عاشقانه و احترام به مدیریت مرد در خانواده، که در آیه شریفه «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساء»(نساء، ۳۴) نیز بر آن تأکید شده، ستون خیمه آرامش در خانواده است و تضعیف آن، ریشه بسیاری از ناهنجاریهای امروز است.
پرورشدهنده بزرگترین مرد تاریخ
رفیعی به یکی دیگر از ابعاد درخشان اما کمتر دیدهشده شخصیت حضرت خدیجه(س) میپردازد: در کتب تاریخی آمده است که «رَبَّتهُ خَدِیجَةُ الکُبری»(خدیجه کبری او را پرورش داد). منظور، امیرالمؤمنین علی(ع) است. آنگاه که ابوطالب(ع)، پدر بزرگوار علی(ع)، به دلیل کثرت عیال، این کودک را به دامان پرمهر پیامبر(ص) و خدیجه(س) سپرد، این بانوی بزرگوار برای او مادری کرد. این نقش تربیتی، نشان از روح بلند و ظرفیت بیکران او دارد که نه تنها همسر پیامبر، که مادر معنویِ وصی او نیز بود. عظمت فداکاریهای ایشان به حدی بود که در لحظه وفات، جبرئیل امین به امر پروردگار، کفنی از بهشت برایشان آورد و دلیل آن را بذل تمام ثروت در راه خدا عنوان کرد. این پاداش آسمانی، نشان میدهد که هر بخشش مخلصانهای در راه حق، پاسخی بهشتی در پی دارد.
پیشنهادهایی برای زنده نگه داشتن یک الگو
حجتالاسلام رفیعی در پایان با ارائه چند پیشنهاد کاربردی، بر ضرورت احیای نام و یاد این بانوی بزرگوار در جامعه امروز تأکید میکند: بسیار شایسته است که نام «خدیجه» به عنوان یک نام پرافتخار، بیشتر برای دختران ما انتخاب شود. همچنین، نامگذاری اماکن عمومی مانند مساجد و مراکز فرهنگی به نام ایشان میتواند به معرفی شخصیتشان کمک کند. مناسبتهای مهمی چون سالروز ازدواج ایشان با پیامبر(ص) در دهم ربیعالاول، که در منابعی چون «مسار الشیعه» شیخ مفید آمده، ظرفیت آن را دارد که در تقویم فرهنگی ما برجستهتر شود. حضرت خدیجه(س) اولین زنی بود که به پیامبر(ص) ایمان آورد و در نمازهای آغازین اسلام، در کنار رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) حضور داشت. بازشناسی ابعاد مختلف شخصیت ایشان به عنوان یک الگوی کامل از ایمان، درایت، استقلال و فداکاری، یک نیاز جدی برای جامعه امروز ماست تا بتوانیم از آموزههای زندگی ایشان برای ساختن فردایی بهتر بهرهمند شویم.






نظر شما